هیچ ضرری نکرد، فقط هر سال یک متر از خانهاش را باخت
فهرست مطالب
- 1 چرا پولی که هیچوقت کم نشد، خانه را دور کرد؟
- 2 سود بانکی ۱۴۰۵ چقدر است و چرا هیچوقت به تورم نمیرسد؟
- 3 سرمایه شما، به متر مربع
- 4 آزمایشی که نشان داد مغز ما با تورم چه میکند
- 5 مگر پول در بانک تضمینشده نیست؟
- 6 کفایت سرمایه یعنی چقدر ضربهگیر زیر بانک هست
- 7 سه ریسک که با هم قاطی میشن
- 8 چهار قاعده عملی که همین امروز میتونین اجرا کنین
- 9 مشکل عدد سود نیست؛ شکل توزیع نتیجه است
- 10 پول را با افق زمانی تقسیم کنید، نه با حس امنیت
- 11 حالا بریم سراغ اعداد، ولی با بدبینانهترین سناریو
- 12 و رکورد گذشته، با قاب صداقت کامل
- 13 سود مرکب در طول زمان چه میکند؟
- 14 حالا مهمترین ستون: بازده بعد از کسر تورم
- 15 طلا و مسکن، دقیقتر
- 16 چرا این اشتباه خواهر مجتبی نبود
- 17 نسخه تفکیکشده، چون همه شبیه هم نیستن
- 18 یک کار برای همین هفته
سود سپرده بانکی در برابر تورم ۱۴۰۵، به روایت یک سرمایه سهونیم میلیاردی که پول خانه بود
مرداد امسال یکی از سرمایهگذارهایی که چند ساله سبدش رو با هم میچینیم بهم پیام داد. اسمش مجتباست.
پیامش درباره خودش نبود. درباره خواهرش بود.
نوشته بود: «خواستم بگم که با راهنماییهای شما درباره سبد دارایی و تجربهای که خودم کسب کردم ازش، خواهرم رو دعوت کردم که بهترین راهکار در حال حاضر سبد داراییه.»
و بعد یه جمله نوشت که من چند بار خوندمش. یه جملهای که هر بار خوندمش، بیشتر مطمئن شدم درباره خواهر او نیست:
«پولش تو بانک بود، میخواست خانه بخره، که نمیشد با این شرایط.»
یازده کلمه. و توش یه چیزی هست که خیلی از ما میبینیمش ولی اسمش رو نمیدونیم.
خواهر مجتبی آدم بیعقلی نبوده. برعکس. کاری رو کرده بود که هر آدم محتاطی میکنه: پولش رو گذاشته بود جای امن، سود ماهانهاش رو گرفته بود، منتظر مونده بود تا پول جمع بشه و خونه بخره.
هیچ ماهی سودش کم نشد. هیچ روزی موجودیش پایین نیومد. هیچ ضرری نکرد.
فقط خونهای که میخواست بخره، هر سال ازش دورتر شد.
و این عجیبترین چیز درباره سپرده بانکیه: میتونین سالها هیچ ضرری نکنین و همزمان هر سال فقیرتر بشین. چون ضرر و فقیرتر شدن دو تا چیز متفاوتن، و بانک فقط اولی رو بهتون گزارش میده.
جان کلام
نرخ سود سپرده بانکی در ۱۴۰۵ بین ۲۰.۵ تا ۲۲.۵ درصده و فقط برای سپردههای کلان تا حدود ۳۰ درصد هم دیده میشه، در حالی که تورم نقطهبهنقطه تیر ۱۴۰۵ به ۸۷.۹ درصد رسیده. یعنی سود بانکی در برابر تورم، بازده واقعی منفی میسازه؛ پولتون به تومان زیاد میشه ولی قدرت خریدش کم میشه. برای پولی که هدف مشخصی مثل خرید خانه داره، این فاصله خودش رو مرکب میکنه: با میانگین رشد هشتساله مسکن تهران، یه سرمایه سهونیم میلیاردی که امروز حدود ۱۵ متر از یه آپارتمان ۷۰ متری میخره، بعد از پنج سال در سپرده بانکی به حدود ۹ متر و بعد از هشت سال به حدود ۶.۶ متر میرسه. راهحل هم «فرار از بانک» نیست؛ تقسیم پول بر اساس افق زمانیه.
چرا پولی که هیچوقت کم نشد، خانه را دور کرد؟
بذارین یه چیزی رو صاف بگم که معمولا گفته نمیشه.
خواهر مجتبی پولش رو به تومان میسنجید. ولی هدفش به متر مربع قیمتگذاری میشد.
اینا دو تا واحد اندازهگیری متفاوتن. و در اقتصاد ایران، این دو تا واحد هر سال از هم دور میشن.
فکر کنین یه خطکش دارین که دارین باهاش دیوار خونه رو اندازه میگیرین. عددی که روی خطکش میخونین هر سال بزرگتر میشه. ولی خود خطکش هم هر سال کوچیکتر شده. حالا اون عدد بزرگتر یعنی چی؟ هیچی. یعنی فقط واحدتون آب رفته.
پول ملی ما همون خطکشه. تورم داره کوتاهش میکنه. و شما دارین با همون خطکش کوتاهشده به خودتون گزارش میدین که «امسال بهتر از پارسال شدم».
اینجا یه واژه فنی هست که همهچیز به اون برمیگرده، و همینجا سادهاش میکنم:
بازده اسمی یعنی عددی که روی حساب بانکیتون میبینین. بازده واقعی یعنی همون عدد، بعد از اینکه تورم رو ازش کم کردین. یعنی جواب این سوال که «قدرت خرید من بیشتر شد یا کمتر؟»
بانک به شما بازده اسمی گزارش میده. زندگی از شما بازده واقعی میخواد.
و تفاوت این دو تا، مساله چند درصد نیست. توی ایران ۱۴۰۵، این تفاوت بین «پولدارتر شدن» و «فقیرتر شدن» فرق میذاره.
سود بانکی ۱۴۰۵ چقدر است و چرا هیچوقت به تورم نمیرسد؟
نرخ سود سپرده بانکی در سال ۱۴۰۵ رو بانک مرکزی بین ۲۰.۵ تا ۲۲.۵ درصد ابلاغ کرده؛ سپرده کوتاهمدت پایینتر، سپرده بلندمدت سهساله بالاتر. ولی بررسیهای میدانی نشون میده بعضی بانکها در قالب طرحهای ویژه و برای جذب سپردههای کلان، نرخهایی تا حدود ۳۰ درصد پیشنهاد میدن.
برای سپردههای خرد تقریبا هیچ تفاوت معناداری بین بانکها نیست و همه همون نرخ مصوب رو میگیرن. صندوقهای درآمد ثابت هم که تحت نظارت سازمان بورسن، این روزها حدود ۳۸ تا ۴۰ درصد سود سالانه روزشمار اعلام میکنن.
حالا این اعداد رو بذارین کنار نرخ تورم: طبق گزارش مرکز آمار ایران در تیر ۱۴۰۵، تورم سالانه ۶۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصد بوده.
پس اولین جواب روشنه: بیشترین سود سپرده بانکها هم از تورم عقبتره.
این دیگه بحث نیست، حساب دو دو تا چهار تاست.
ولی سوال مهمتر اینه: چرا؟ چرا این فاصله هیچوقت بسته نمیشه؟
اینجا باید دو تا عدد رو از هم جدا کنیم، چون خیلیا قاطیشون میکنن و بعد اشتباه تصمیم میگیرن.
نوع تورم | یعنی چی ؟ | عدد تیر ۱۴۰۵ |
تورم سالانه | میانگین ۱۲ ماه اخیر نسبت به ۱۲ ماه قبلش | ۶۶٪ |
تورم نقطهبهنقطه | این ماه نسبت به همین ماه پارسال | ۸۷.۹٪ |
تورم ماهانه | این ماه نسبت به ماه قبل | ۳.۱٪ |
وقتی میخواین یه تصمیم یکساله بگیرین، عدد درست نقطهبهنقطه است، نه سالانه. چون سالانه یه میانگین کند و عقبموندهست که ماههای ارزونتر پارسال رو هم توش داره. نقطهبهنقطه میگه همین الان جیب شما چقدر سبکتر شده.
و یه نکته که کمتر دیده میشه: این عدد برای همه یکی نیست. طبق همون گزارش، تورم نقطهبهنقطه برای دهک دوم به ۱۰۰.۶ درصد رسیده. یعنی برای خانوارهای کمدرآمد، هزینه زندگی دقیقا دو برابر شده.
حالا برگردیم به «چرا».
رئیس کل بانک مرکزی در خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد رشد نقدینگی نقطهبهنقطه به ۵۶ درصد رسیده؛ بالاترین میزان از سال ۱۳۵۳. یعنی حجم پول در اقتصاد با سرعتی رشد میکنه که در نیم قرن اخیر بیسابقه بوده.
از اون طرف، نرخ سود سپرده یه عدد دستوریه که شورای پول و اعتبار تعیینش میکنه، و هدفش هم اصلا حفظ قدرت خرید شما نیست؛ هدفش کنترل هزینه تامین مالی برای وامگیرندهها و دولته.
پس شما وسط یه معادلهاین که یه طرفش با ۵۶ درصد میدوه و طرف دیگهاش با ۲۲.۵ درصد پیاده میره.
بذارین این رو به زبان بازار خودمون ترجمه کنم. وقتی نرخ سود دستوری زیر تورم بمونه، پول از یه جیب به جیب دیگه منتقل میشه. از جیب کسی که پول رو نگه داشته، به جیب کسی که پول رو قرض گرفته. هیچکس این انتقال رو بهتون اعلام نمیکنه، چون در هیچ صورتحسابی ثبت نمیشه. ولی اتفاق میفته.
و شایعهای که مرداد امسال روی بازار تاثیر گذاشت، درباره افزایش سود بانکی به ۲۴ درصد بود. فرض کنین راست باشه. ۲۴ در برابر ۸۷.۹. چیزی عوض میشه؟
پانزده متر که میشود شش متر
حالا بریم سراغ عدد واقعی خواهر مجتبی.
سرمایهاش سهونیم میلیارد تومانه. هدفش خرید خونه توی تهرانه. طبق گزارشهای بازار مسکن در نیمه مرداد ۱۴۰۵، متوسط قیمت هر متر آپارتمان در تهران از ۲۳۵ میلیون تومان عبور کرده.
پس بذارین به جای تومان، داراییاش رو به متر مربع حساب کنیم. چون واحد هدفش اینه، نه اون.
سهونیم میلیارد تومان امروز یعنی حدود ۱۴.۹ متر مربع. یعنی حدود ۲۱ درصد از یه واحد ۷۰ متری.
حالا فرض کنیم پولش رو در سپرده بانکی نگه داره و صبر کنه تا جمع بشه.
مفروضات جدول زیر: سرمایه ۳.۵ میلیارد تومان · قیمت پایه هر متر ۲۳۵ میلیون تومان · نرخ رشد مرکب سالانه مسکن تهران ۳۶ درصد، برابر میانگین بازه ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ · بدون برداشت از سرمایه
مسیر | امروز | ۲ سال بعد | ۵ سال بعد | ۸ سال بعد |
سپرده بانکی ۲۲.۵٪ | ۱۴.۹ متر | ۱۲.۱ متر | ۸.۸ متر | ۶.۵ متر |
سپرده کلان ۳۰٪ | ۱۴.۹ متر | ۱۳.۶ متر | ۱۱.۹ متر | ۱۰.۴ متر |
صندوق درآمد ثابت ۳۸٪ | ۱۴.۹ متر | ۱۵.۳ متر | ۱۶.۰ متر | ۱۶.۷ متر |
یه لحظه به ردیف اول نگاه کنین.
بعد از پنج سال، موجودی حسابش از سهونیم میلیارد میرسه به حدود ۹.۷ میلیارد تومان. بیشتر از دو برابر و نیم شده. هر سال هم سودش بهموقع واریز شده.
و سهمش از اون خونه، از ۱۴.۹ متر رسیده به ۸.۸ متر.
یعنی هر سال بیشتر از یک متر مربع. بدون اینکه یه ریال ضرر کنه.
[ابزار تعاملی: سرمایه خودتان را به متر مربع ببینید] سرمایه، قیمت متر، نرخ سود و فرض رشد مسکن را عوض کنید و ببینید سهمتان از واحد هدف در هر سال چه میشود.
سرمایه شما، به متر مربع
پول را به تومان میسنجیم، ولی هدفمان به متر مربع قیمتگذاری میشود. سال را جابهجا کنید و ببینید سهمتان از یک آپارتمان در هر مسیر چه میشود. همه عددها قابل تغییرند.
اینجا باید صادق باشم، چون این جدول یه فرضه، نه پیشبینی. من نمیدونم مسکن تهران هشت سال آینده چقدر رشد میکنه، و هیچکس نمیدونه.
اون ۳۶ درصد رو هم عمدا محافظهکارانه گذاشتم. برای اینکه بدونین چقدر محافظهکارانه است: قیمت هر متر مسکن تهران در تیر ۱۴۰۳ حدود ۸۷ میلیون تومان بود و امروز از ۲۳۵ میلیون گذشته. یعنی نرخ واقعی بازار در همین دو سال اخیر حدود ۶۰ درصد سالانه بوده، نه ۳۶ درصد.
پس اگه چیزی توی این جدول اشتباه باشه، به نفع بانکه نه به ضررش.
و یه نکته دیگه که مستقیم به چشم میاد: صندوق درآمد ثابت با ۳۸ درصد، تقریبا پابهپای مسکن میاد. این رو صادقانه میگم، چون بعدا بهش برمیگردیم و اونجا نکته اصلی مقاله میشه.
آزمایشی که نشان داد مغز ما با تورم چه میکند
سال ۱۹۹۷، سه پژوهشگر به نامهای الدار شفیر، پیتر دایموند و آموس تورسکی مقالهای در نشریه اقتصادی دانشگاه هاروارد منتشر کردن. تعداد زیادی از آدمهای عادی رو، در فرودگاه و مرکز خرید، با یه سوال ساده روبهرو کردن.
گفتن دو نفر هستن، آن و باربارا، هر دو با حقوق سالانه سی هزار دلار شروع کردن.
آن توی سال اولش هیچ تورمی نبود و سال بعد دو درصد افزایش حقوق گرفت.
باربارا توی سال اولش چهار درصد تورم بود و سال بعد پنج درصد افزایش حقوق گرفت.
بعد پرسیدن: از نظر اقتصادی کدوم وضعش بهتره؟ اکثریت درست جواب دادن: آن. چون قدرت خریدش دو درصد بالا رفته و باربارا فقط یک درصد.
بعد از یه گروه دیگه پرسیدن: به نظرتون کدوم خوشحالتره؟ و اکثریت گفتن باربارا.
یعنی همون آدمها، وقتی حساب میکردن جواب درست رو میدادن، ولی وقتی حس میکردن، عدد بزرگتر برنده میشد. اسم این پدیده رو گذاشتن «توهم پول». این آزمایش بارها و در کشورهای مختلف تکرار شده و هر بار همون نتیجه دراومده.
بذارین این رو به زبان بازار خودمون ترجمه کنم. توهم پول یعنی همون حسی که وقتی پیامک واریز سود بانکی میاد بهتون دست میده. مغزتون یه عدد مثبت میبینه و آروم میشه. اون لحظه هیچکس براتون حساب نمیکنه که همون ماه، هزینه یه سبد خرید ثابت چقدر بالا رفته.
و اقتصاد ایران بدترین جای دنیا برای داشتن این توهمه. چون هرچی تورم بالاتر باشه، فاصله بین اون عدد مثبت و واقعیت بیشتر میشه.
مگر پول در بانک تضمینشده نیست؟
اینجا یه لایه هست که خیلی از سپردهگذارهای بزرگ اصلا خبر ندارن.
خیلیا فکر میکنن پول در بانک صد در صد تضمین شده و دولت پشتشه. این باور از نظر حقوقی درست نیست.
بر اساس مصوبه هیئت عالی بانک مرکزی، سقف قانونی پوشش صندوق ضمانت سپردهها ۴۰۰ میلیون تومان به ازای هر سپردهگذار در هر موسسه اعتباریه. این سقف تجمیعیه؛ یعنی مجموع اصل و سود همه حسابهای شما در یه بانک، تا همین سقف تحت پوششه.
مازاد بر این عدد، هیچ تضمین حقوقی مکتوبی نداره. تحت چیزیه که بهش میگن «حمایت ضمنی حاکمیت». یعنی احتمالا دولت کاری میکنه، ولی الزام قانونی نداره.
و نکته تلختر: راهی که دولت معمولا برای این کار انتخاب میکنه، خلق پایه پولیه. یعنی چاپ پول. نتیجهاش اینه که اصل سپرده شما به عدد برمیگرده، ولی قدرت خریدش نابود میشه. دقیقا همون بلایی که تا اینجا دربارش حرف زدیم، فقط این بار با سرعت بیشتر.
کفایت سرمایه یعنی چقدر ضربهگیر زیر بانک هست
یه اصطلاح فنی هست به اسم نسبت کفایت سرمایه و همینجا سادهاش میکنم: تصور کنین یه ماشین که زیرش کمکفنر داره. کفایت سرمایه یعنی ضخامت اون کمکفنر. هرچی بیشتر، بانک ضربه بیشتری رو تحمل میکنه بدون اینکه به سپردهگذار برسه.
استاندارد بینالمللی کمیته بازل برای این نسبت، ۸ درصده. آییننامه اجرایی قانون برنامه هفتم برای دوره گذار، حداقل ۵ درصد رو پذیرفته.
حالا واقعیت شبکه بانکی ایران رو ببینین. میانگین کفایت سرمایه شبکه در دی ۱۴۰۴ به ۳.۹۲ درصد رسیده که نسبت به سالهای منفی گذشته بهبود بوده، ولی این میانگین شدیدا نامتقارنه. حدود ۱۳ تا ۱۴ بانک بالای ۸ درصدن، و در نقطه مقابل چند بانک با نسبتهای عمیقا منفی وجود دارن.
گروه بانکی | نسبت کفایت سرمایه | معنی عملی برای سپردهگذار |
بانکهای با کفایت بالای ۱۰ درصد | ۱۰ تا ۱۲.۳٪ | ضربهگیر واقعی دارن |
بانکهای نزدیک استاندارد | حدود ۸ تا ۹٪ | قابل قبول |
بانکهای بزرگ حاکمیتی | منفی، ولی با پشتوانه دولتی | ریسک نکول ریالی عملا صفر، ریسک تورمی قطعی |
بانکهای بحرانی | تا منفی ۷۳ و حتی منفی ۳۳۸ درصد | مبلغ بالای سقف ضمانت در معرض ریسک جدی |
بانکهایی مثل دی، سرمایه، شهر و ایرانزمین در گروه آخرن. بانک سرمایه با نسبت مطالبات غیرجاری حدود ۶۷ درصد و بانک دی حدود ۲۱ درصد، ساختارشون عملا قفل شده.
سه ریسک که با هم قاطی میشن
اینجا یه اشتباه رایج هست: خیلیا فکر میکنن ریسک سپرده یعنی «پولم میسوزه یا نه». ولی سه تا ریسک جدا وجود داره و فقط یکیش اینه.
۱. ریسک نکول. بانک ورشکسته میشه. اینجا صندوق ضمانت فقط تا ۴۰۰ میلیون رو میده و بقیهاش میره توی صف طلبکارها.
۲. ریسک تورم. اصل پولتون سالمه، ولی قدرت خریدش رفته. این ریسک برای همه بانکها یکسانه، چه سالم چه ناسالم. و بزرگترین ریسک عملی برای اکثر شماست.
۳. ریسک انسداد نقدینگی. پولتون هست، سوخت نشده، ولی درست همون روزی که لازمش دارین نمیتونین جابهجاش کنین. در شرایط بحرانی سقف تراکنشهای روزانه بهشدت کاهش پیدا میکنه.
چهار قاعده عملی که همین امروز میتونین اجرا کنین
اینا توصیه سرمایهگذاری قطعی نیستن، اصول محافظهکارانه مدیریت ریسکن:
- در بانکهایی که وضعیت ترازنامهشون بحرانیه، موجودی رو زیر سقف ضمانت قانونی یعنی ۴۰۰ میلیون تومان نگه دارین. خروج کامل منابع ارجحیت داره.
- در بانکهای خصوصی سالم، نگهداری تا حدود سه تا پنج برابر سقف ضمانت منطقیه، ولی بدونین که مازادش تضمین صریح نداره.
- مبالغ کلانتر، اگه قراره ریالی و در بانک بمونه، در بانکهای بزرگ حاکمیتی که اهمیت سیستمی دارن. اونجا ریسک نکول ریالی عملا صفره، ولی ریسک تورم صد در صد سر جاشه.
- سپرده رو در چند بانک پخش کنین، چون سقف ۴۰۰ میلیون به ازای هر بانک حساب میشه، نه کل شبکه.
و یه هشدار: هیچکدوم از این چهار قاعده مساله اصلی رو حل نمیکنن. اینا فقط ریسک نکول رو مدیریت میکنن. ریسک تورم دستنخورده باقی میمونه.
مشکل عدد سود نیست؛ شکل توزیع نتیجه است
یادتونه گفتم صندوق درآمد ثابت با ۳۸ درصد تقریبا پابهپای مسکن میومد؟ حالا برگردیم بهش.
بذارین اول یه اعتراف بکنم.
من سالها ترید کردم. با سرمایههای چند صد هزار دلاری. مربی ترید بودم، دانشجو داشتم، حتی براشون جذب سرمایه میکردم. الیوت خوندم، پرایس اکشن خوندم، اندیکاتور نوشتم، بکتست و فورواردتست گرفتم.
و هر شب سود و ضررم رو به تومان حساب میکردم. با دقت. با اکسل.
یه چیز رو خیلی دیر فهمیدم: هیچوقت نپرسیده بودم این عددها من رو به چی نزدیک کردن. عدد داشتم، معیار نداشتم.
حالا برگردیم به صندوق درآمد ثابت.
اون ۳۸ درصد یه عدده. ولی یه عدد بدون توزیعه. یعنی چی؟
فرض کنین دو تا راننده تهران به مشهد رو هشت ساعته رفتن. عدد یکیه. ولی یکیشون کل مسیر رو با سرعت ثابت رفته و اون یکی بین صد و صد و هشتاد نوسان کرده. اگه فقط به عدد هشت ساعت نگاه کنین، هیچوقت این دو تا رو از هم تشخیص نمیدین.
سود ثابت مثل راننده اوله. دقیقا میدونین چی قراره اتفاق بیفته. و همین بزرگترین ضعفشه.
چون سود ثابت هیچ سناریوی صعودی نداره. بهترین حالتش با بدترین حالتش یکیه. اگه سال بعد یکی از بازارها جهش کنه، شما هیچ سهمی ازش ندارین. و اگه نرخ بهره بینبانکی پایین بیاد، اون ۳۸ درصد هم پایین میاد؛ چون هیچکس اون نرخ رو برای هشت سال به شما قفل نکرده.
نسیم طالب برای داراییهایی که از بینظمی و نوسان سود میبرن اصطلاح پادشکننده رو ساخت. نکتهاش این نیست که نوسان رو حذف کنیم. نکتهاش اینه که ساختاری بسازیم که نوسان بهش آسیب نزنه و در بعضی حالتها حتی بهش کمک کنه.
سپرده بانکی و صندوق درآمد ثابت شکننده نیستن، ولی پادشکننده هم نیستن. اونا صرفا بیحرکتن. و در اقتصادی که سالی نزدیک ۹۰ درصد جابهجا میشه، بیحرکتی یه انتخاب امن نیست؛ یه انتخابه که هزینهاش رو ماهانه پرداخت میکنین بدون اینکه ببینینش.
پس سوال درست این نیست که «کدوم سود بیشتره». سوال درست اینه: اگه پنج سال دیگه بهترین حالت اتفاق بیفته، من کجای اون هستم؟ و اگه بدترین حالت اتفاق بیفته، چقدر جا دارم؟
پول را با افق زمانی تقسیم کنید، نه با حس امنیت
اینجاست که میرسیم به کاری که ما در آکاوست انجام میدیم، و اسمش چرخه اینوستینگه.
آکاوست اولین پلتفرم غیرمتمرکز مدیریت دارایی ترکیبی در کشوره؛ گروهی از مشاوران که امروز حدود سه هزار میلیارد تومان دارایی رو برای حدود سیصد سرمایهگذار مدیریت میکنن. من مشاور ارشد این مجموعهام، و مدیرش حسام معماریان، همنویسنده کتاب «ترید؛ فریب قرن» با منه.
و یه قانون قطعی داریم که باید همین اول بگم: دارایی و سرمایه صد در صد در حساب خود شما میمونه. ما مدل، مسیر و پیشنهاد خرید و فروش میدیم؛ پول شما هیچوقت به دست ما نمیرسه.
ایده اصلی سادهست. به جای اینکه بپرسیم «کجا امنه»، میپرسیم «این پول کی لازمه».
سبد بر اساس اثر انگشت مالی هر آدم طراحی میشه: افق دید، میزان سرمایه، ریسکپذیری فردی، ریسک واقعی بازارها، و نظر تعدیلی مشاور. و هر حدود ۵۰ روز بازتنظیم میشه.
بر همین اساس سه ساختار پایه داریم:
سبد | افق زمانی | تمرکز |
کوتاهمدت | ۱ تا ۲ سال | حفظ ارزش تورمی و نقدشوندگی بالا |
میانمدت | ۳ تا ۵ سال | رشد متعادل با کنترل افتهای دورهای |
بلندمدت | ۵ تا ۸ سال | رشد مرکب و خلق ارزش |
و کلاسهای دارایی توش اینان: سهام داخلی، سهام بینالملل، طلا و فلزات گرانبها، کامودیتی، رمزارز، اوراق، ارز، صندوقهای سهامی و اهرمی و کالایی و درآمد ثابت، و در سرمایههای بزرگتر املاک.
دقت کنین درآمد ثابت هم توی لیست هست. توی سبد معیار ما حدود ۷ تا ۱۰ درصد وزن داره. یعنی ما نمیگیم سود ثابت بده؛ میگیم سود ثابت کل استراتژی نباشه.
حالا بریم سراغ اعداد، ولی با بدبینانهترین سناریو
مدل ریسک ما برای سبد معیار سه سناریو تولید میکنه. و من اینجا عمدا فقط بدبینانهترینش رو جلو میبرم.
سناریو مدل ریسک | بازده ریالی سالانه |
خوشبینانه | ۱۴۳٪ |
متوسط | ۸۶٪ |
بدبینانه | ۳۱٪ |
چرا بدبینانه؟ چون اگه با خوشبینانهترین عدد خودم با شما حرف بزنم، هیچ دلیلی ندارین باورم کنین. اگه با بدترین عددم حرف بزنم و باز هم منطقی باشه، اونوقت حرف ارزش شنیدن داره.
مفروضات مثل جدول قبل. ستون سبد فقط بر پایه سناریو بدبینانه ۳۱ درصد، نه رکورد گذشته.
مسیر | امروز | ۲ سال | ۵ سال | ۸ سال |
سپرده بانکی ۲۲.۵٪ | ۱۴.۹ متر | ۱۲.۱ | ۸.۸ | ۶.۵ |
سپرده کلان ۳۰٪ | ۱۴.۹ متر | ۱۳.۶ | ۱۱.۹ | ۱۰.۴ |
صندوق درآمد ثابت ۳۸٪ | ۱۴.۹ متر | ۱۵.۳ | ۱۶.۰ | ۱۶.۷ |
سبد چندبازاره، سناریو بدبینانه | ۱۴.۹ متر | ۱۳.۸ | ۱۲.۳ | ۱۱.۰ |
و حالا یه جمله که معمولا هیچ مجموعهای درباره خودش نمینویسه:
اگه بدترین سناریوی ما اتفاق بیفته، صندوق درآمد ثابت از سبد ما جلو میزنه.
من این جمله رو نمینویسم که فروتن به نظر برسم. مینویسم چون درسته و چون نکته اصلی رو نشون میده.
اون ستون درآمد ثابت یه عدده، بدون توزیع. ۳۸ درصد بهترین و بدترین حالتشه، و اون هم فقط تا وقتی که نرخ بهره بینبانکی بالا بمونه. ستون سبد، بدترین حالت از سه حالته.
اگه بخواین دو تا مسیر رو منصفانه مقایسه کنین، باید بدترین حالت هر کدوم رو کنار بهترین حالت همون بذارین. برای درآمد ثابت این دو تا یکیه. برای سبد چندبازاره نیست.
و رکورد گذشته، با قاب صداقت کامل
اون جدول بالا رو به آینده بردیم و با کف عدد. حالا بذارین یه بار به گذشته نگاه کنیم، چون درباره گذشته میشه دقیق حرف زد.
اینا بازده تحققیافته سبد معیار آکاوست در بازه ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ه:
سبد | افق | بازده مرکب سالانه ریالی | بیشترین ریزش سالانه | یک میلیارد تومان از ۱۳۹۶ شده |
کوتاهمدت | سال ۱ تا ۲ | ۴۸٪ | ۱۸٪ | ۲.۱۹ میلیارد |
میانمدت | سال ۳ تا ۵ | ۶۸٪ | ۲۶٪ | ۱۳.۳۸ میلیارد |
بلندمدت | سال ۵ تا ۸ | ۹۷٪ | ۳۴٪ | ۲۲۶ میلیارد |
به ستون آخر خوب نگاه کنین، چون کل درس سود مرکب همینجاست.
از دو سال به پنج سال، سرمایه شش برابر میشه. از پنج سال به هشت سال، هفده برابر. یعنی سه سال آخر بیشتر از پنج سال اول ساخته.
این خاصیت سود مرکبه. مرکب یعنی سود روی سود. سال اول روی اصل پول سود میگیرین، سال دوم روی اصل بهعلاوه سود سال اول، و همینطور. توی سالهای اول این تفاوت کوچیک به نظر میاد. توی سالهای آخر منفجر میشه.
و برای همینه که میگم افق زمانی از انتخاب دارایی مهمتره. کسی که پنج سال میمونه و کسی که هشت سال میمونه، دو تا نتیجه کاملا متفاوت میگیرن، حتی با یه سبد کاملا یکسان.
[ابزار تعاملی: ماشینحساب رشد مرکب] سرمایه خودتون رو بذارین و ببینین در هر افق زمانی و در هر بازار چه اتفاقی میفتاده.
سود مرکب در طول زمان چه میکند؟
سرمایه خودتان را بگذارید و سال را جلو ببرید. عددها بازده تحققیافته بازارها در بازه ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ است، نه پیشبینی آینده.
| مسیر | بازده سالانه | ارزش پایان دوره | چند برابر | بیشترین ریزش از سقف |
|---|
حالا قاب صداقت، که برای من از خود اعداد مهمتره:
این عددها ریالی و بدون تعدیل تورمن. نرخ تورم در این دورهها حدودا بین ۳۵ تا ۴۵ درصد بوده.
این داده داخلی آکاوسته و بر پایه یه سبد معیار با مفروضات مشخص محاسبه شده، نه سبد شما. سبد هر آدم فرق میکنه.
بازده گذشته هیچ تضمینی برای آینده نیست. فضای مالی پر از عدم قطعیته. تنها چیزی که میشه استنباط کرد اینه که این نگرش بر اساس انحراف معیار گذشته خودش، ممکنه این نسبت بازده به ریسک رو در آینده هم بسازه.
و اون ۳۴ درصد ریزش، شوخی نیست. یعنی اگه یک میلیارد داشتین، یه جایی توی مسیر روی کاغذ شده ۶۶۰ میلیون. کسی که اون لحظه نتونه بمونه، هیچکدوم از اعداد ستون آخر بهش نمیرسه.
حالا مهمترین ستون: بازده بعد از کسر تورم
۹۷ درصد عدد اسمیه. عدد واقعی، یعنی بعد از اینکه تورم ازش کم شده، ۴۲ درصده.
و این دو تا با هم تناقض ندارن. یکی میگه پول شما چقدر بزرگ شده، اون یکی میگه قدرت خرید شما چقدر بزرگ شده. هر دو درستن و هر دو باید کنار هم دیده بشن.
ولی عددی که باید مبنای تصمیم باشه، دومیه. پس بذارین ۴۲ رو بذاریم کنار بقیه بازارهای همون هشت سال:
دارایی، بازه ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ | بازده سالانه ریالی | بازده واقعی بعد از تورم | نوسان سالانه | بیشترین ریزش از سقف | نسبت شارپ |
طلا | ۶۵٪ |
| ۳۱٪ | ۴۴٪ | ۱.۳۲ |
شاخص کل بورس تهران | ۵۵٪ | ۷٪ | ۴۳٪ | ۴۷٪ | ۰.۷۲ |
بازار مسکن تهران | ۳۶٪ | ۵٪ | ۱۲٪ | ۱۲٪ | ۱.۰۰ |
سبد بلندمدت آکاوست | ۹۷٪ | ۴۲٪ | ۴۵٪ | ۳۴٪ | ۱.۶۲ |
اینجا یه چیزی هست که به نظرم مهمترین عدد کل این هشت ساله.
بورس تهران ۵۵ درصد بازده اسمی داشته و همه هم بهش افتخار میکنن. بازده واقعیش ۷ درصد بوده. مسکن تهران ۳۶ درصد اسمی و ۵ درصد واقعی.
یعنی دو تا بازاری که همه فکر میکنن برنده هشت سال گذشته بودن، بعد از تورم بهزحمت سرشون بالای آب مونده.
و هیچ کجا این رو به شما نمیگن، چون همه با عدد اسمی تبلیغ میکنن.
طلا و مسکن، دقیقتر
چون این دو تا رقیبهای اصلی ذهن هر ایرانیان، جدولشون رو کامل میارم.
در برابر طلا:
شاخص | طلا | سبد بلندمدت |
یک میلیارد تومان از ۱۳۹۶ شده | ۵۴.۹ میلیارد | ۲۲۶.۸ میلیارد |
بازده سالانه | ۶۵٪ | ۹۷٪ |
نوسان سالانه | ۳۱٪ | ۴۵٪ |
بیشترین ریزش از سقف | ۴۴٪ | ۳۴٪ |
نسبت شارپ | ۱.۳۲ | ۱.۶۲ |
اینجا یه چیز غیرشهودی هست. طلا نوسان کمتری داشته (۳۱ در برابر ۴۵)، ولی ریزش بیشتری (۴۴ در برابر ۳۴).
نوسان و ریزش دو تا چیزن. نوسان یعنی چقدر بالا و پایین میره. ریزش یعنی از بالاترین نقطهاش چقدر پایین اومده و شما چقدر درد کشیدین. برای کسی که واقعا پول توی بازار داره، دومی مهمتره.
در برابر مسکن تهران:
شاخص | مسکن تهران | سبد بلندمدت |
یک میلیارد تومان از ۱۳۹۶ شده | ۸.۱ میلیارد | ۲۲۶.۸ میلیارد |
بازده سالانه | ۳۶٪ | ۹۷٪ |
بازده واقعی بعد از تورم | ۵٪ | ۴۲٪ |
بیشترین ریزش از سقف | ۱۲٪ | ۳۴٪ |
ریسک نقدشوندگی | بالا | پایین |
مسکن آرومترین مسیر بوده. فقط ۱۲ درصد ریزش، در برابر ۳۴ درصد.
ولی یه ستون هست که معمولا هیچکس نگاهش نمیکنه: ریسک نقدشوندگی.
نقدشوندگی یعنی چقدر سریع میتونین دارایی رو به پول تبدیل کنین بدون اینکه مجبور بشین ارزون بفروشین. آپارتمان در بازار راکد تهران، ماهها میتونه بخوابه. سبدی که در چند بازار پخش شده، در چند روز نقد میشه.
و اینجا برمیگردیم به همون نکته اول این بخش: خواهر مجتبی پولش رو برای خرید مسکن نگه داشته بود. اگه همون پول رو در مسکن گذاشته بود، بازده واقعی ۵ درصدی میگرفت که از سپرده بانکی بهتره ولی نه خیلی، و پولش هم قفل میشد.
مساله فرار از بانک به سمت ملک نیست. مساله ساختاره.
چرا این اشتباه خواهر مجتبی نبود
حالا میخوام یه چیزی بگم که مستقیم به خود شما مربوطه.
خواهر مجتبی هیچ کار احمقانهای نکرد.
اون دقیقا کاری رو کرد که همه به آدم محتاط یاد میدن. پول رو گذاشت جای امن. ریسک نکرد. صبر کرد. همه معیارهای «آدم عاقل» رو رعایت کرد.
مشکل این نبود که بد تصمیم گرفت. مشکل این بود که معیاری برای سنجش تصمیمش نداشت.
و این خیلی متفاوته از بیعرضگی. چون کسی این معیار رو به ما یاد نداده. توی هیچ مدرسهای درس ندادن که «بازده اسمی رو با بازده واقعی اشتباه نگیر». هیچ بانکی توی پیامک واریز سود ننوشته «راستی، قدرت خریدت این ماه فلانقدر کم شد».
وقتی معیار ندارین، سکون بهترین گزینه به نظر میرسه. چون سکون شبیه ریسک نکردنه. ولی نیست. سکون خودش یه تصمیمه؛ فقط تصمیمیه که هیچوقت بازبینی نمیشه.
و کاری که مجتبی برای خواهرش کرد، دقیقا همین بود. معیار داد. نه پیشبینی، نه سیگنال. یه چارچوب برای اینکه بشه پرسید «این پول کجای زندگی من نشسته و کی لازمش دارم».
من فکر میکنم چیزی که واقعا عوض شد، عدد سود نبود. این بود که یه نفر بالاخره تونست بگه چرا پولش اونجاست که هست.
نسخه تفکیکشده، چون همه شبیه هم نیستن
اگه سرمایهتون زیر دو میلیارد تومانه: اولویت اول حفظ ارزشه، نه رشد. سادهترین کار اینه که پول رو بر اساس افق زمانی به دو بخش تقسیم کنین. بخشی که تا دو سال آینده لازمش دارین در ابزارهای کمنوسان بمونه، و بقیهاش وارد ساختار بشه. و سقف ۴۰۰ میلیون تومان صندوق ضمانت رو در هر بانک رعایت کنین، که با سرمایه شما کاملا شدنیه.
اگه بین دو تا ده میلیارد تومان دارین: شما دقیقا در نقطهای هستین که تفاوت بین سبد و پسانداز خودش رو نشون میده. اینجا مساله دیگه حفظ ارزش نیست، ساختاره. نگه داشتن کل این سرمایه در یک بانک، حتی بانک سالم، از نظر مدیریت ریسک قابل دفاع نیست؛ چون ۹۰ درصدش خارج از پوشش ضمانت قانونیه.
اگه بالای ده میلیارد تومان دارین: سوالتون دیگه «چطور سود کنم» نیست، «چطور این رو حفظ کنم» هست. اینجا توزیع بین کلاسهای دارایی و بین جغرافیاها اهمیت بیشتری از انتخاب تکدارایی پیدا میکنه، و بازتنظیم دورهای از خود انتخاب اولیه مهمتر میشه.
یک کار برای همین هفته
قبل از هر تصمیم بزرگی، یه کار کوچیک هست که همین هفته میتونین انجام بدین و به هیچکس هم احتیاج ندارین.
یه کاغذ بردارین. هر بخش از پولتون رو بنویسین. جلوی هر کدوم دو تا چیز بنویسین: این پول برای چیه، و کی لازمش دارم.
بعد جلوی هر کدوم نرخ سود سالانهاش رو بنویسین.
حالا اون نرخ رو با تورم نقطهبهنقطه مقایسه کنین، نه با نرخ سود بانک بغلی.
اگه جلوی یه بخش از پولتون نتونستین هدف بنویسین، اون پول هدف نداره؛ فقط جایی پارک شده.
و اگه جلوی همهشون یه چیز نوشتین، شما سبد ندارین. یه حساب دارین با اسمهای مختلف.
اگه بعد از این تمرین دیدین که ساختار پولتون با افق زندگیتون نمیخونه، ما در آکاوست هر ماه با تعداد محدودی سرمایهگذار کار میکنیم؛ حدود چهار تا هفت نفر، چون ظرفیت واقعی مشاورها همینه.
مسیرش هم سادهست: فرم مشاوره طراحی سبد رو پر میکنین، بعدش یه مصاحبه تصویری هست تا ببینیم اصلا این مسیر برای شما مناسبه یا نه.
من نمیگم چرخه اینوستینگ تنها راه روی زمینه. راههای دیگهای هم هست. ولی این یه مسیر قابل دفاعه، و مهمتر از اون، مسیریه که میتونین برای خودتون توضیحش بدین.
و در نهایت، هدف این نیست که عدد بزرگتری داشته باشین. هدف اینه که بتونین به پول خودتون نگاه کنین و بگین: میفهمم دارم چیکار میکنم و چرا.
سوالات پرتکرار
۱.سود بانکی ۱۴۰۵ چقدر است؟
نرخ سود سپرده بانکی مصوب برای ۱۴۰۵ بین ۲۰.۵ تا ۲۲.۵ درصده؛ سپرده کوتاهمدت پایینتر و سپرده بلندمدت سهساله بالاتر. بعضی بانکها در قالب طرحهای ویژه و برای سپردههای کلان تا حدود ۳۰ درصد هم پیشنهاد میدن، ولی این نرخها به سپردههای خرد نمیرسه.
۲.آیا سود سپرده بانکی از تورم عقب است؟
بله، و با فاصله زیاد. طبق مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه تیر ۱۴۰۵ برابر ۸۷.۹ درصد و تورم سالانه ۶۶ درصد بوده. با سود ۲۲.۵ درصد، بازده واقعی حدود منفی ۳۵ درصده. یعنی قدرت خرید سپرده در یک سال حدود یکسوم کم میشه، حتی وقتی موجودی حساب بیشتر شده.
۳. سپرده بانکی بهتر است یا صندوق درآمد ثابت؟
صندوقهای درآمد ثابت این روزها حدود ۳۸ تا ۴۰ درصد سود سالانه روزشمار میدن که از سقف سود بانکی بالاتره، و نقدشوندگیشون هم معمولا بهتره. ولی هر دو یه ویژگی مشترک دارن: هیچ سناریوی صعودی ندارن و نرخشون به سیاست پولی و نرخ بهره بینبانکی وابستهست. برای پول کوتاهمدت مناسبن، برای کل سرمایه نه.
۴.کدام بانک بیشترین سود سپرده را میدهد و آیا این ملاک درستی است؟
اختلاف نرخ بین بانکها برای سپردههای خرد ناچیزه و فقط سپردههای کلان نرخهای ویژه میگیرن. ولی انتخاب بانک بر اساس نیم درصد سود بیشتر، اشتباه رایجیه؛ چون نسبت کفایت سرمایه و کیفیت دارایی اون بانک اهمیت بیشتری داره. بانکی که نیم درصد بیشتر میده و ترازنامه بحرانی داره، معامله بدیه.
۵) سقف ضمانت سپردههای بانکی چقدر است؟
سقف قانونی پوشش صندوق ضمانت سپردهها ۴۰۰ میلیون تومان به ازای هر سپردهگذار در هر موسسه اعتباریه و شامل مجموع اصل و سود همه حسابهای شما در اون بانک میشه. سپردهگذاری در چند بانک متفاوت، مستقل مشمول این سقف میشه. مازاد بر این مبلغ تضمین حقوقی مکتوب نداره.
۶) با سرمایه سه میلیارد تومان برای خرید خانه چه کنیم؟
اول افق زمانی رو مشخص کنین. اگه تا دو سال آینده قصد خرید دارین، اولویت حفظ ارزش و نقدشوندگیه. اگه افقتون پنج سال یا بیشتره، نگه داشتن کل سرمایه در ابزارهای با سود ثابت باعث میشه سهم شما از هدف هر سال کمتر بشه، چون رشد قیمت مسکن معمولا از نرخ سود بانکی بالاتر بوده. تقسیم سرمایه بر اساس افق، منطقیتر از انتخاب بین بانک و بازاره. تنها راهکار سودآوری پایدار، تشکیل سبد دارایی اختصاصی پادشکننده است.
7) طلا بخریم یا دلار یا سپرده بانکی؟
این سه تا رقیب هم نیستن، سه نقش متفاوتن. دلار در بلندمدت تورم داخلی رو پوشش میده ولی نوسان داره. طلا نوسان بالاتری داره و ارزش جهانی رو حفظ میکنه. سود ثابت نوسان نداره ولی ممکنه تورم رو پوشش نده. سوال درست این نیست که کدوم بهتره، اینه که هر کدوم چند درصد از سبد شما باشن و چرا. تنها راهکار سودآوری پایدار، تشکیل سبد دارایی اختصاصی پادشکننده است.
منابعِ علمیِ مقاله
- مرکز آمار ایران، گزارش شاخص قیمت مصرفکننده تیر ۱۴۰۵ (تورم سالانه ۶۶٪، نقطهبهنقطه ۸۷.۹٪، ماهانه ۳.۱٪)
- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، نرخ رشد نقدینگی نقطهبهنقطه خرداد ۱۴۰۵
- شورای پول و اعتبار، مصوبه نرخ سود سپردههای بانکی سال ۱۴۰۵
- هیئت عالی بانک مرکزی، مصوبه سقف تضمین سپردهها، اسفند ۱۴۰۳
- قانون برنامه هفتم پیشرفت، ماده ۸، رژیم حقوقی گزیر و سلسلهمراتب جذب زیان
- گزارشهای کدال و صورتهای مالی بانکها، نسبت کفایت سرمایه و مطالبات غیرجاری
- Shafir, E., Diamond, P., & Tversky, A. (1997). Money Illusion. The Quarterly Journal of Economics, 112(2), 341–374
- Ziano, I. et al. (2021). Revisiting money illusion: Replication and extension of Shafir, Diamond, and Tversky (1997). Journal of Economic Psychology
- Taleb, N. N. (2012). Antifragile: Things That Gain from Disorder
- دادههای داخلی گروه مالی آکاوست، سبد معیار، بازه ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴
این مقاله برای آموزش و کمک به تصمیم بهتر نوشته شده. هیچ بخشی از اون توصیه خرید یا فروش، سیگنال معاملاتی یا پیشبینی قیمت نیست. اعداد گذشته تضمینی برای آینده ندارن.
دیدگاهتان را بنویسید